راهنمای جامع اصطلاحات جواب پاتولوژی
راهنمای جامع اصطلاحات مورد استفاده در گزارشهای پاتولوژی
آشنایی با مفاهیم، واژگان تخصصی و نحوه تفسیر نتایج آزمایش پاتولوژی
چکیده
پاتولوژی یکی از شاخههای مهم علوم پزشکی است که به بررسی تغییرات ساختاری، سلولی و مولکولی بافتها و اندامهای بدن در شرایط طبیعی و بیماری میپردازد. گزارشهای پاتولوژی نقش اساسی در تشخیص بیماریها، بهویژه بیماریهای التهابی، عفونی، خودایمنی و انواع سرطان، دارند. بااینحال، استفاده گسترده از اصطلاحات تخصصی در این گزارشها ممکن است درک نتایج را برای بیماران، دانشجویان و حتی برخی از کارکنان حوزه سلامت دشوار کند.
اصطلاحاتی مانند Benign، Malignant، Dysplasia، Metaplasia، Hyperplasia، Carcinoma، Adenocarcinoma، Invasion، Margin و Immunohistochemistry از جمله واژگانی هستند که در گزارشهای پاتولوژی مشاهده میشوند و هرکدام مفهوم تشخیصی مشخصی دارند.
هدف این مقاله، معرفی و توضیح مهمترین اصطلاحات رایج در گزارشهای پاتولوژی، آشنایی با ساختار این گزارشها، تشریح تفاوت مفاهیم مشابه و ارائه راهنمایی برای درک بهتر نتایج است. همچنین، اصطلاحات مرتبط با نمونهبرداری، بررسی میکروسکوپی، تشخیص سرطان، درجه و مرحله تومور و آزمایشهای تکمیلی بررسی میشوند.
کلیدواژهها: پاتولوژی، گزارش پاتولوژی، بیوپسی، بدخیمی، خوشخیمی، دیسپلازی، کارسینوم، گرید، استیج، ایمونوهیستوشیمی، حاشیه جراحی.
۱. مقدمه
پاتولوژی (Pathology) شاخهای از پزشکی است که به مطالعه علل، سازوکارها، تغییرات و پیامدهای بیماریها میپردازد. متخصص پاتولوژی با بررسی نمونههای بافتی، سلولی، مایعات بدن و در مواردی آزمایشهای مولکولی، به شناسایی بیماری و تعیین ویژگیهای آن کمک میکند.
یکی از مهمترین کاربردهای پاتولوژی، تشخیص ضایعات مشکوک به سرطان است. بااینحال، کاربرد آن به سرطان محدود نمیشود و بیماریهای خوشخیم، عفونتها، التهابها، بیماریهای خودایمنی و بسیاری از اختلالات دیگر نیز با روشهای پاتولوژیک بررسی میشوند.
گزارش پاتولوژی معمولاً حاصل بررسی نمونهای است که از بدن بیمار گرفته شده است. این نمونه ممکن است از طریق بیوپسی، جراحی، آندوسکوپی، آسپیراسیون با سوزن یا روشهای دیگر تهیه شده باشد.
تفسیر صحیح این گزارش مستلزم شناخت اصطلاحات تخصصی و توجه به ارتباط آنها با محل نمونهبرداری، سابقه پزشکی بیمار، یافتههای تصویربرداری و نتیجه سایر آزمایشها است.
نکته مهم: هیچ اصطلاحی در گزارش پاتولوژی نباید بهتنهایی و بدون توجه به سایر یافتهها تفسیر شود. برای مثال، مشاهده یک تغییر سلولی غیرطبیعی لزوماً به معنای وجود سرطان نیست.
۲. پاتولوژی چیست و چه انواعی دارد؟
پاتولوژی روشها و شاخههای مختلفی دارد که هرکدام اطلاعات خاصی درباره بیماری ارائه میکنند.
۲-۱. پاتولوژی بافتی (Histopathology)
هیستوپاتولوژی یا آسیبشناسی بافتی، بررسی نمونههای بافتی با استفاده از میکروسکوپ است.
در این روش، نمونه پس از آمادهسازی، تثبیت، برشگیری و رنگآمیزی بررسی میشود. متخصص پاتولوژی شکل سلولها، آرایش بافت، ارتباط سلولها با یکدیگر و وجود تغییرات غیرطبیعی را ارزیابی میکند.
این روش در تشخیص بسیاری از بیماریها، بهویژه سرطانها، اهمیت اساسی دارد.
۲-۲. سیتوپاتولوژی (Cytopathology)
سیتوپاتولوژی به بررسی سلولهای منفرد یا گروههای سلولی میپردازد.
نمونههای مورد استفاده در این روش عبارتاند از:
- نمونه سلولی دهانه رحم در آزمایش پاپاسمیر.
- نمونهبرداری با سوزن ظریف از توده تیروئید.
- نمونههای مایع پلور یا آسیت.
- نمونههای ادرار برای بررسی سلولهای غیرطبیعی.
در این روش معمولاً سلولها بررسی میشوند، نه تمام ساختار بافتی؛ بنابراین، در برخی شرایط اطلاعات حاصل از آن محدودتر از بررسی بافتی است.
۲-۳. پاتولوژی مولکولی (Molecular Pathology)
این شاخه به بررسی تغییرات ژنتیکی و مولکولی مرتبط با بیماریها میپردازد.
آزمایشهای مولکولی ممکن است برای شناسایی جهشهای ژنی، تغییرات کروموزومی، عوامل عفونی یا نشانگرهای پیشبینیکننده پاسخ به درمان استفاده شوند.
برای مثال، بررسی جهشهای ژن EGFR در برخی سرطانهای ریه میتواند در انتخاب درمان هدفمند مؤثر باشد.
۲-۴. ایمونوهیستوشیمی (Immunohistochemistry یا IHC)
در ایمونوهیستوشیمی از آنتیبادیهای اختصاصی برای شناسایی پروتئینهای خاص در سلولها و بافتها استفاده میشود.
این روش به متخصص کمک میکند منشأ یک تومور را مشخص کند، میان تومورهای مشابه تمایز بگذارد یا اطلاعاتی درباره ویژگیهای زیستی تومور به دست آورد.
نشانگرهایی مانند ER، PR، HER2، Ki-67، TTF-1 و CD20 از جمله نشانگرهای مورد استفاده در بررسیهای ایمونوهیستوشیمی هستند.
۳. اصطلاحات مربوط به نمونهبرداری و آمادهسازی نمونه
پیش از بررسی اصطلاحات تشخیصی، آشنایی با واژگان مربوط به نمونهبرداری ضروری است.
۳-۱. Biopsy ــ بیوپسی یا نمونهبرداری
بیوپسی به برداشت نمونهای از بافت بدن برای بررسی آزمایشگاهی گفته میشود.
این روش ممکن است برای بررسی یک توده، ضایعه پوستی، تغییرات غیرطبیعی مخاط یا بیماریهای اندامهای داخلی انجام شود.
انواع رایج بیوپسی عبارتاند از:
- Needle Biopsy: نمونهبرداری با سوزن.
- Core Needle Biopsy: نمونهبرداری با سوزن ضخیم برای برداشت قطعهای از بافت.
- Fine Needle Aspiration یا FNA: آسپیراسیون با سوزن ظریف برای تهیه نمونه سلولی.
- Incisional Biopsy: برداشت بخشی از ضایعه.
- Excisional Biopsy: برداشت کامل ضایعه یا توده، در صورت امکان و بر اساس هدف نمونهبرداری.
نکته مهم این است که بیوپسی با تشخیص قطعی یکسان نیست؛ بیوپسی روش تهیه نمونه است و نتیجه نهایی پس از بررسی نمونه مشخص میشود.
۳-۲. Specimen ــ نمونه
به بافت، سلول یا مایعی که برای بررسی به آزمایشگاه ارسال میشود، Specimen گفته میشود.
در گزارش پاتولوژی، محل برداشت نمونه اهمیت زیادی دارد. برای مثال، نمونهای که از بخش مشخصی از معده گرفته شده است، باید با توجه به همان محل و یافتههای بالینی تفسیر شود.
۳-۳. Gross Examination ــ بررسی ماکروسکوپی
بررسی ماکروسکوپی مرحلهای است که در آن نمونه بدون استفاده از میکروسکوپ ارزیابی میشود.
مواردی مانند اندازه، وزن، رنگ، قوام، شکل، محل ضایعه و فاصله آن از حاشیههای جراحی در این مرحله ثبت میشوند.
برای مثال، عبارت زیر ممکن است در گزارش دیده شود:
A firm, tan-white lesion measuring 2 cm.
یعنی: ضایعهای سفت با رنگ سفید مایل به قهوهای و اندازه ۲ سانتیمتر.
این توصیف بهتنهایی مشخص نمیکند که ضایعه خوشخیم است یا بدخیم؛ تشخیص به بررسی میکروسکوپی و سایر یافتهها وابسته است.
۳-۴. Microscopic Examination ــ بررسی میکروسکوپی
در این مرحله، نمونه بافتی زیر میکروسکوپ بررسی میشود.
متخصص پاتولوژی شکل و اندازه سلولها، وضعیت هستهها، نحوه قرارگیری سلولها، الگوی رشد، وجود التهاب، نکروز، تقسیم سلولی غیرطبیعی و احتمال تهاجم به بافتهای اطراف را ارزیابی میکند.
۳-۵. Fixation ــ تثبیت نمونه
تثبیت به فرایندی گفته میشود که طی آن از تخریب سلولی و تغییرات نامطلوب بافت جلوگیری میشود.
فرمالین بافرشده خنثی ۱۰ درصد یکی از مواد رایج برای تثبیت نمونههای بافتی است.
کیفیت و مدت تثبیت میتواند بر برخی آزمایشهای بعدی، از جمله ایمونوهیستوشیمی، تأثیر بگذارد.
۳-۶. Staining ــ رنگآمیزی
رنگآمیزی باعث میشود ساختارهای مختلف سلولها و بافتها زیر میکروسکوپ بهتر دیده شوند.
رنگآمیزی هماتوکسیلین و ائوزین (H&E) یکی از رایجترین روشهای رنگآمیزی در پاتولوژی است.
در این روش، هستهها معمولاً به رنگ آبی تا بنفش و بخشهای مختلف سیتوپلاسم و بافت به طیفهایی از رنگ صورتی دیده میشوند.
۴. اصطلاحات عمومی تشخیصی در گزارش پاتولوژی
۴-۱. Diagnosis ــ تشخیص
این بخش مهمترین قسمت گزارش است و نتیجه اصلی بررسی نمونه را بیان میکند.
تشخیص ممکن است یک بیماری مشخص، یک ضایعه خوشخیم، یک تغییر پیشسرطانی، یک تومور بدخیم یا یک نتیجه غیرقطعی باشد.
۴-۲. Benign ــ خوشخیم
واژه Benign معمولاً به ضایعهای اشاره دارد که ویژگیهای بدخیمی را ندارد.
تومورهای خوشخیم عموماً به بافتهای اطراف تهاجم نمیکنند و مانند بسیاری از سرطانها به اندامهای دوردست گسترش نمییابند.
بااینحال، خوشخیم بودن همیشه به معنای بیخطر بودن نیست. یک توده خوشخیم ممکن است به دلیل اندازه بزرگ، محل قرارگیری، فشار بر اندامهای حیاتی یا تولید هورمون مشکلات جدی ایجاد کند.
مثال:
Benign breast lesion
یعنی: ضایعه خوشخیم پستان.
۴-۳. Malignant ــ بدخیم
Malignant به ضایعهای گفته میشود که ویژگیهای سرطان را دارد.
سرطانها ممکن است به بافتهای اطراف تهاجم کنند و در برخی موارد از طریق خون یا سیستم لنفاوی به اندامهای دیگر گسترش یابند.
وجود واژه Malignant در بخش تشخیص، معمولاً نشاندهنده تشخیص بدخیمی است؛ بااینحال، نوع دقیق سرطان و ویژگیهای آن باید از سایر قسمتهای گزارش مشخص شوند.
۴-۴. Neoplasm ــ نئوپلاسم یا نئوپلازی
نئوپلاسم به رشد غیرطبیعی بافتی گفته میشود که ناشی از تکثیر غیرطبیعی سلولها است.
نئوپلاسمها میتوانند خوشخیم یا بدخیم باشند.
بنابراین، مشاهده واژه Neoplasm بهتنهایی به معنای سرطان نیست.
۴-۵. Tumor ــ تومور
تومور به معنای توده یا رشد غیرطبیعی بافت است.
در کاربرد پزشکی، این واژه ممکن است برای ضایعات خوشخیم یا بدخیم استفاده شود. بنابراین، برخلاف تصور رایج، هر توموری سرطان نیست.
۴-۶. Lesion ــ ضایعه
Lesion اصطلاحی عمومی برای هرگونه تغییر غیرطبیعی در بافت یا اندام است.
ضایعه ممکن است ناشی از التهاب، عفونت، آسیب، تغییرات پیشسرطانی یا تومور باشد.
بنابراین، واژه Lesion بهتنهایی تشخیص نهایی محسوب نمیشود.
۴-۷. Negative ــ منفی
این واژه نشان میدهد که ویژگی یا یافته مشخصی در بررسی موردنظر شناسایی نشده است.
معنای دقیق آن به جمله و نوع آزمایش بستگی دارد.
برای مثال:
Negative for malignancy
یعنی: در نمونه بررسیشده شواهدی از بدخیمی مشاهده نشده است.
این عبارت الزاماً به معنای آن نیست که در تمام بدن هیچ سرطانی وجود ندارد؛ زیرا نتیجه به محل و کفایت نمونهبرداری وابسته است.
۴-۸. Positive ــ مثبت
Positive به معنای شناسایی یافته یا ویژگی مورد بررسی است.
برای مثال، عبارت Positive for malignancy به نفع وجود بدخیمی در نمونه است.
بااینحال، در ایمونوهیستوشیمی، مثبت بودن یک نشانگر مانند ER یا HER2 باید بر اساس نوع تومور، الگوی رنگپذیری و معیارهای اختصاصی همان آزمایش تفسیر شود.
بنابراین، واژه Positive همیشه به معنای مثبت بودن از نظر سرطان نیست.
۴-۹. No Evidence of Disease ــ شواهدی از بیماری مشاهده نشد
این عبارت نشان میدهد که در بررسی انجامشده، شواهد قابل شناسایی از بیماری موردنظر یافت نشده است.
دامنه این نتیجه به نوع آزمایش، محل نمونهبرداری و حساسیت روش بستگی دارد.
۴-۱۰. Suspicious for ــ مشکوک به
این اصطلاح زمانی استفاده میشود که یافتهها به نفع یک بیماری خاص هستند، اما شواهد موجود برای تشخیص قطعی کافی نیستند.
برای مثال:
Suspicious for malignancy
یعنی: یافتهها مشکوک به بدخیمی هستند.
این عبارت نه معادل تشخیص قطعی سرطان است و نه به معنای رد سرطان. پزشک ممکن است بررسی تکمیلی، نمونهبرداری مجدد یا تطبیق با نتایج سایر آزمایشها را توصیه کند.
۵. اصطلاحات مربوط به تغییرات سلولی
تغییرات سلولی از مهمترین موضوعات بررسی میکروسکوپی هستند. برخی از این تغییرات در بیماریهای خوشخیم مشاهده میشوند و برخی دیگر ممکن است با افزایش خطر سرطان ارتباط داشته باشند.
۵-۱. Hyperplasia ــ هیپرپلازی
هیپرپلازی به افزایش تعداد سلولهای یک بافت یا اندام گفته میشود.
این افزایش ممکن است در پاسخ به محرکهای هورمونی، التهاب یا عوامل دیگر رخ دهد.
هیپرپلازی همیشه پیشسرطانی نیست و اهمیت آن به محل، نوع بافت و ویژگیهای میکروسکوپی بستگی دارد.
برای مثال، هیپرپلازی خوشخیم پروستات با سرطان پروستات یکسان نیست.
تفاوت هیپرپلازی با هیپرتروفی
- Hyperplasia: افزایش تعداد سلولها.
- Hypertrophy: افزایش اندازه سلولها.
هر دو میتوانند باعث بزرگ شدن یک بافت یا اندام شوند، اما سازوکار آنها متفاوت است.
۵-۲. Hypertrophy ــ هیپرتروفی
هیپرتروفی به افزایش اندازه سلولها گفته میشود.
برای مثال، در برخی شرایط افزایش بار کاری قلب میتواند باعث بزرگ شدن سلولهای عضلانی قلب شود.
این اصطلاح بهخودیخود نشانه سرطان نیست.
۵-۳. Metaplasia ــ متاپلازی
متاپلازی به جایگزینی یک نوع سلول بالغ با نوع دیگری از سلول بالغ گفته میشود.
این تغییر ممکن است در پاسخ به تحریک مزمن یا عوامل محیطی ایجاد شود.
برای مثال، متاپلازی رودهای معده به حضور سلولهایی با ویژگیهای مشابه سلولهای روده در مخاط معده اشاره دارد.
متاپلازی لزوماً سرطان نیست؛ اما در برخی اندامها و شرایط میتواند با افزایش خطر ایجاد تغییرات پیشسرطانی ارتباط داشته باشد.
اهمیت بالینی آن به نوع متاپلازی، محل، وجود یا نبود دیسپلازی و سایر عوامل خطر وابسته است.
۵-۴. Dysplasia ــ دیسپلازی
دیسپلازی به رشد و بلوغ غیرطبیعی سلولها همراه با تغییرات ساختاری و سلولی گفته میشود.
این اصطلاح در بسیاری از گزارشها برای توصیف تغییراتی استفاده میشود که ممکن است با افزایش خطر پیشرفت به سرطان همراه باشند.
بااینحال، همه انواع دیسپلازی رفتار یکسانی ندارند.
شدت دیسپلازی معمولاً بر اساس معیارهای اختصاصی هر اندام تعیین میشود.
در برخی بافتها، اصطلاحات زیر به کار میروند:
- Mild Dysplasia: دیسپلازی خفیف.
- Moderate Dysplasia: دیسپلازی متوسط.
- Severe Dysplasia: دیسپلازی شدید.
در برخی اندامها، طبقهبندیهایی مانند Low-grade و High-grade نیز استفاده میشوند.
نکته مهم آن است که این درجهبندیها در همه اندامها دقیقاً معادل یکدیگر نیستند.
۵-۵. Atypia ــ آتیپی یا غیرطبیعی بودن سلولها
Atypia به وجود ویژگیهای غیرمعمول در سلولها اشاره دارد.
این ویژگیها ممکن است شامل تغییر شکل هسته، افزایش اندازه هسته یا تغییر در ظاهر سلول باشند.
آتیپی یک توصیف میکروسکوپی است و بهتنهایی الزاماً نشاندهنده سرطان نیست.
تغییرات آتیپیک ممکن است در التهاب، ترمیم بافت، عفونت یا ضایعات نئوپلاستیک دیده شوند.
۵-۶. Anaplasia ــ آناپلازی
آناپلازی به از دست رفتن ویژگیهای تمایز سلولی و شباهت کمتر سلولها به بافت طبیعی گفته میشود.
این ویژگی در بسیاری از تومورهای بدخیم با درجه بالاتر مشاهده میشود.
سلولهای آناپلاستیک ممکن است شکلهای نامنظم، هستههای بزرگ و غیرطبیعی و تقسیمات سلولی غیرعادی داشته باشند.
۵-۷. Differentiation ــ تمایز سلولی
تمایز به میزان شباهت سلولهای تومور به سلولهای طبیعی بافت مبدأ اشاره دارد.
- Well-differentiated: سلولها و ساختار تومور شباهت نسبتاً زیادی به بافت طبیعی دارند.
- Moderately differentiated: میزان شباهت متوسط است.
- Poorly differentiated: شباهت سلولها به بافت طبیعی کمتر است.
- Undifferentiated: ویژگیهای تمایزی بسیار اندک یا قابل تشخیص نیستند.
در بسیاری از سرطانها، تمایز کمتر میتواند با رفتار تهاجمیتر همراه باشد؛ بااینحال، این رابطه در همه تومورها یکسان نیست.
۵-۸. Pleomorphism ــ پلئومورفیسم
پلئومورفیسم به تفاوت قابل توجه در اندازه و شکل سلولها یا هستههای آنها اشاره دارد.
وجود پلئومورفیسم میتواند یکی از نشانههای آتیپی باشد، اما باید در کنار سایر یافتهها بررسی شود.
۵-۹. Mitosis ــ میتوز یا تقسیم سلولی
میتوز فرایندی طبیعی برای تقسیم سلولها است.
در بافتهای در حال رشد یا ترمیم، مشاهده میتوز میتواند طبیعی باشد.
در تومورها، تعداد و شکل تقسیمات سلولی ممکن است به ارزیابی درجه تومور کمک کند.
۵-۱۰. Atypical Mitosis ــ تقسیم سلولی غیرطبیعی
این اصطلاح به تقسیمات سلولی با شکل غیرمعمول اشاره دارد.
وجود میتوزهای غیرطبیعی در برخی تومورها میتواند نشانه اختلال در کنترل تقسیم سلولی باشد.
۵-۱۱. Necrosis ــ نکروز
نکروز به مرگ غیرقابل برگشت سلولها و بافتها در شرایط آسیبزا گفته میشود.
نکروز ممکن است در اثر کمبود خونرسانی، عفونت، آسیب شدید یا رشد سریع تومور ایجاد شود.
وجود نکروز در بعضی تومورها میتواند با رفتار تهاجمیتر ارتباط داشته باشد؛ اما معنای آن به نوع تومور و زمینه بالینی بستگی دارد.
۶. اصطلاحات مرتبط با سرطان و انواع تومورها
۶-۱. Cancer ــ سرطان
سرطان به گروهی از بیماریها گفته میشود که در آنها سلولهای غیرطبیعی توانایی رشد کنترلنشده پیدا میکنند و ممکن است به بافتهای مجاور تهاجم کنند یا به اندامهای دوردست گسترش یابند.
سرطانها بر اساس بافت مبدأ و نوع سلول به گروههای مختلف تقسیم میشوند.
۶-۲. Carcinoma ــ کارسینوم
کارسینوم نوعی سرطان است که از سلولهای پوششی منشأ میگیرد.
سلولهای پوششی، پوست و سطح داخلی یا خارجی بسیاری از اندامها را میپوشانند.
انواع مهم کارسینوم عبارتاند از:
- Squamous Cell Carcinoma: کارسینوم سلول سنگفرشی.
- Adenocarcinoma: آدنوکارسینوم.
- Basal Cell Carcinoma: کارسینوم سلول بازال.
- Urothelial Carcinoma: کارسینوم اوروتلیال.
۶-۳. Adenocarcinoma ــ آدنوکارسینوم
آدنوکارسینوم نوعی کارسینوم است که ویژگیهای تمایز غدهای دارد یا از اپیتلیوم غدهای منشأ میگیرد.
این نوع سرطان در اندامهایی مانند روده بزرگ، ریه، معده، پانکراس، پروستات و پستان مشاهده میشود.
نوع دقیق آدنوکارسینوم بر اساس محل ایجاد و ویژگیهای میکروسکوپی تعیین میشود.
۶-۴. Squamous Cell Carcinoma ــ کارسینوم سلول سنگفرشی
این سرطان از سلولهای سنگفرشی یا سلولهایی با تمایز سنگفرشی منشأ میگیرد.
ممکن است در پوست، دهانه رحم، حفره دهان، مری، ریه و برخی اندامهای دیگر ایجاد شود.
رفتار و پیشآگهی آن به محل ایجاد، اندازه، عمق تهاجم و سایر ویژگیهای تومور بستگی دارد.
۶-۵. Sarcoma ــ سارکوم
سارکوم گروهی از تومورهای بدخیم است که از بافتهای مزانشیمی یا بافتهای همبند منشأ میگیرند.
بافتهای عضلانی، چربی، استخوان و برخی بافتهای نرم میتوانند منشأ انواع سارکوم باشند.
سارکومها از نظر منشأ و رفتار با کارسینومها تفاوت دارند.
۶-۶. Lymphoma ــ لنفوم
لنفوم نوعی بدخیمی است که از سلولهای سیستم لنفاوی، بهویژه لنفوسیتها، منشأ میگیرد.
لنفومها به دو گروه عمده هوچکین و غیرهوچکین تقسیم میشوند و هر گروه شامل انواع مختلفی است.
تشخیص دقیق معمولاً به بررسی بافتی، ایمونوهیستوشیمی و گاهی آزمایشهای مولکولی نیاز دارد.
۶-۷. Leukemia ــ لوسمی
لوسمی گروهی از بدخیمیهای سلولهای خونساز است که معمولاً مغز استخوان و خون را درگیر میکنند.
تشخیص و طبقهبندی آنها به بررسی سلولهای خون و مغز استخوان و آزمایشهای تکمیلی وابسته است.
۶-۸. Melanoma ــ ملانوما
ملانوما نوعی سرطان است که از سلولهای ملانوسیت منشأ میگیرد.
این سلولها مسئول تولید رنگدانه ملانین هستند.
ملانوما اغلب در پوست ایجاد میشود، اما ممکن است در برخی بافتهای دیگر نیز رخ دهد.
عمق تهاجم، محل تومور، وجود زخم سطحی و وضعیت غدد لنفاوی از جمله عوامل مهم در ارزیابی آن هستند.
۶-۹. Papilloma ــ پاپیلوما
پاپیلوما معمولاً به تومور یا ضایعهای با رشد پاپیلاری اشاره دارد که اغلب خوشخیم است.
بااینحال، رفتار زیستی و اهمیت بالینی آن به محل و نوع ضایعه بستگی دارد.
نباید از مشاهده واژه Papilloma بدون بررسی تشخیص کامل نتیجه گرفت که هیچ خطری وجود ندارد.
۶-۱۰. Adenoma ــ آدنوم
آدنوم معمولاً توموری خوشخیم با منشأ یا تمایز غدهای است.
برخی آدنومها، مانند تعدادی از آدنومهای روده بزرگ، ممکن است ضایعات پیشسرطانی محسوب شوند و در صورت باقی ماندن، خطر پیشرفت به سرطان داشته باشند.
بنابراین، اهمیت آدنوم به محل، نوع بافتشناختی، اندازه و وجود یا نبود دیسپلازی وابسته است.
۷. اصطلاحات مربوط به ضایعات پیشسرطانی
یکی از موضوعات مهم در تفسیر گزارشهای پاتولوژی، تمایز میان ضایعات پیشسرطانی و سرطان مهاجم است.
۷-۱. Precancerous Lesion ــ ضایعه پیشسرطانی
ضایعه پیشسرطانی به تغییری گفته میشود که احتمال ایجاد سرطان در آینده را افزایش میدهد.
این اصطلاح به معنای آن نیست که ضایعه حتماً به سرطان تبدیل خواهد شد.
برخی ضایعات ممکن است پیشرفت کنند، برخی ثابت بمانند و برخی دیگر، بسته به نوع ضایعه و شرایط، پسرفت کنند.
۷-۲. Carcinoma in situ ــ کارسینوم درجا
کارسینوم درجا به ضایعهای گفته میشود که سلولهای آن ویژگیهای بدخیمی دارند، اما در چارچوب تعریف مربوط به همان اندام، از غشای پایه عبور نکرده و به بافت زیرین تهاجم نکردهاند.
در برخی اندامها این وضعیت در گروه ضایعات مرحله صفر قرار میگیرد، اما طبقهبندی دقیق به نوع سرطان و سامانه مرحلهبندی مورد استفاده بستگی دارد.
کارسینوم درجا با سرطان مهاجم یکسان نیست؛ بااینحال، ممکن است نیازمند درمان یا پیگیری دقیق باشد.
۷-۳. Invasive Carcinoma ــ کارسینوم مهاجم
این اصطلاح به کارسینومی اشاره دارد که از مرز طبیعی بافت مبدأ عبور کرده و به بافتهای زیرین یا اطراف تهاجم کرده است.
تهاجم میتواند بر تصمیمگیری درمانی و مرحلهبندی بیماری تأثیر بگذارد.
بااینحال، وجود تهاجم بهتنهایی مشخص نمیکند که سرطان به اندامهای دوردست متاستاز داده است.
۷-۴. High-grade و Low-grade
این اصطلاحات در برخی ضایعات پیشسرطانی و تومورها به کار میروند.
- Low-grade: تغییرات کمدرجهتر.
- High-grade: تغییرات پردرجهتر.
در بسیاری از شرایط، ضایعات High-grade نسبت به ضایعات Low-grade خطر بیشتری دارند؛ اما معنای دقیق آنها به اندام و نوع بیماری بستگی دارد.
برای مثال، طبقهبندی ضایعات دهانه رحم با برخی طبقهبندیهای دستگاه گوارش یکسان نیست.
۸. اصطلاحات مربوط به تهاجم و گسترش سرطان
۸-۱. Invasion ــ تهاجم
تهاجم به ورود سلولهای بدخیم به بافتهای اطراف گفته میشود.
در بررسی میکروسکوپی، متخصص پاتولوژی به دنبال شواهدی است که نشان دهند سلولهای تومور از محدوده طبیعی بافت مبدأ عبور کردهاند.
تهاجم یکی از ویژگیهای مهم در تشخیص بسیاری از سرطانهای مهاجم است.
۸-۲. Lymphovascular Invasion ــ تهاجم لنفاوی یا عروقی
این اصطلاح نشان میدهد که سلولهای تومور در فضاهای عروقی یا لنفاوی مشاهده شدهاند.
وجود این یافته در برخی سرطانها ممکن است با افزایش احتمال انتشار بیماری مرتبط باشد.
بااینحال، وجود تهاجم لنفاویـعروقی بهتنهایی به معنای اثبات متاستاز دوردست نیست.
۸-۳. Perineural Invasion ــ تهاجم اطراف عصب
این اصطلاح به مشاهده سلولهای تومور در اطراف یا در امتداد ساختارهای عصبی اشاره دارد.
اهمیت پیشآگهی آن به نوع سرطان و محل درگیری بستگی دارد.
۸-۴. Metastasis ــ متاستاز
متاستاز به گسترش سلولهای بدخیم از محل اولیه تومور به محل دیگری در بدن گفته میشود.
این گسترش ممکن است از طریق خون، عروق لنفاوی یا مسیرهای دیگر رخ دهد.
برای مثال، سرطان روده بزرگ ممکن است به کبد متاستاز دهد.
متاستاز با تهاجم موضعی متفاوت است؛ تهاجم موضعی به درگیری بافتهای مجاور اشاره دارد، درحالیکه متاستاز نشاندهنده گسترش به محل دیگری است.
۸-۵. Tumor Deposits ــ رسوبات توموری
این اصطلاح در برخی سرطانها، بهویژه سرطان روده بزرگ، برای توصیف کانونهای جداگانه سلولهای تومور در بافت اطراف تومور اولیه یا در ناحیهای مشخص استفاده میشود.
تعریف دقیق و اثر آن بر مرحلهبندی به نوع سرطان و معیارهای اختصاصی بستگی دارد.
۸-۶. Tumor Budding ــ جوانهزنی تومور
جوانهزنی تومور به مشاهده سلولهای منفرد یا گروههای بسیار کوچک سلولی در لبه تهاجمی تومور اشاره دارد.
این شاخص بهویژه در برخی سرطانها، از جمله سرطان روده بزرگ، برای ارزیابی رفتار تومور و پیشآگهی اهمیت دارد.
۸-۷. Tumor Necrosis ــ نکروز توموری
نکروز توموری به مرگ سلولها در بخشی از تومور گفته میشود.
این پدیده ممکن است در اثر رشد سریع تومور و ناکافی بودن خونرسانی رخ دهد.
اهمیت آن به نوع تومور و سایر ویژگیهای میکروسکوپی بستگی دارد.
۹. اصطلاحات مربوط به حاشیههای جراحی
حاشیههای جراحی یا Surgical Margins یکی از بخشهای مهم گزارش پاتولوژی پس از برداشت یک ضایعه یا تومور هستند.
این بخش نشان میدهد که وضعیت لبههای نمونه برداشتهشده چگونه است.
۹-۱. Surgical Margin ــ حاشیه جراحی
حاشیه جراحی به لبههای نمونه بافتی برداشتهشده گفته میشود.
متخصص پاتولوژی بررسی میکند که آیا سلولهای تومور به این لبهها رسیدهاند یا خیر.
وضعیت حاشیهها میتواند بر تصمیمگیری درباره درمانهای تکمیلی تأثیر بگذارد.
۹-۲. Negative Margins ــ حاشیههای منفی
این عبارت معمولاً به معنای آن است که سلولهای تومور در سطح حاشیه بررسیشده مشاهده نشدهاند.
در بسیاری از گزارشها از اصطلاح Clear Margins نیز برای اشاره به حاشیههای عاری از تومور استفاده میشود.
بااینحال، تعریف دقیق حاشیه منفی و فاصله موردنیاز از تومور در انواع مختلف سرطان متفاوت است.
۹-۳. Positive Margins ــ حاشیههای مثبت
حاشیه مثبت معمولاً به معنای مشاهده سلولهای تومور در سطح برش جراحی است.
این یافته ممکن است نشان دهد که احتمال باقی ماندن بیماری موضعی وجود دارد و میتواند نیاز به ارزیابی بیشتر یا درمان تکمیلی را مطرح کند.
بااینحال، تصمیمگیری درمانی تنها بر اساس این اصطلاح انجام نمیشود و به نوع سرطان، محل آن، سایر یافتههای پاتولوژی و شرایط بیمار بستگی دارد.
۹-۴. Close Margin ــ حاشیه نزدیک
حاشیه نزدیک به وضعیتی گفته میشود که تومور به حاشیه جراحی نزدیک است، اما لزوماً در سطح آن قرار ندارد.
تعریف فاصله نزدیک در سرطانهای مختلف متفاوت است؛ بنابراین، بهتر است فاصله دقیق برحسب میلیمتر و معیار مورد استفاده در گزارش بررسی شود.
۹-۵. Deep Margin ــ حاشیه عمقی
حاشیه عمقی به لبه عمیق نمونه اشاره دارد.
این اصطلاح در نمونههای پوستی و برخی جراحیهای دیگر کاربرد دارد.
۹-۶. Peripheral Margin ــ حاشیه محیطی
این اصطلاح به لبههای جانبی یا محیطی نمونه اشاره میکند.
وضعیت این حاشیهها در کنار حاشیه عمقی میتواند در ارزیابی کامل بودن برداشت ضایعه اهمیت داشته باشد.
آیا حاشیه منفی به معنای درمان قطعی سرطان است؟
خیر. حاشیه منفی یک یافته مطلوب از نظر برداشت موضعی تومور است، اما بهتنهایی تضمین نمیکند که هیچ سلول سرطانی در بدن باقی نمانده باشد.
خطر عود یا انتشار بیماری به نوع سرطان، مرحله، ویژگیهای زیستی تومور و سایر عوامل بستگی دارد.
۱۰. تفاوت Grade و Stage در گزارش سرطان
یکی از اشتباهات رایج در خواندن گزارشهای پاتولوژی، یکسان دانستن Grade و Stage است.
این دو اصطلاح معانی متفاوتی دارند.
۱۰-۱. Grade ــ درجه بافتشناختی تومور
Grade نشان میدهد سلولهای تومور از نظر میکروسکوپی چه میزان غیرطبیعی هستند و تا چه اندازه به سلولهای طبیعی بافت مبدأ شباهت دارند.
در بسیاری از سرطانها، درجه بالاتر با رفتار تهاجمیتر همراه است؛ بااینحال، معیارهای درجهبندی در انواع سرطان متفاوتاند.
در برخی تومورها از درجههای زیر استفاده میشود:
- Grade 1: درجه پایین.
- Grade 2: درجه متوسط.
- Grade 3: درجه بالا.
این طبقهبندی در همه سرطانها به همین شکل نیست و برخی تومورها از سامانههای درجهبندی اختصاصی استفاده میکنند.
۱۰-۲. Stage ــ مرحله سرطان
Stage نشان میدهد سرطان تا چه اندازه در بدن گسترش یافته است.
مرحلهبندی معمولاً با استفاده از اطلاعات حاصل از معاینه، تصویربرداری، بررسی غدد لنفاوی، جراحی و گزارش پاتولوژی انجام میشود.
مرحله سرطان با درجه بافتشناختی آن یکسان نیست.
۱۰-۳. سامانه TNM
یکی از سامانههای رایج مرحلهبندی سرطان، سامانه TNM است.
T ــ تومور اولیه
T ویژگیهایی از تومور اولیه، مانند اندازه یا میزان گسترش موضعی آن را توصیف میکند.
- T1، T2، T3 و T4: دستههایی هستند که بر اساس معیارهای اختصاصی هر نوع سرطان تعریف میشوند.
- افزایش عدد T در بسیاری از سرطانها نشاندهنده گسترش موضعی بیشتر است، اما تفسیر آن به محل سرطان وابسته است.
N ــ غدد لنفاوی منطقهای
N وضعیت درگیری غدد لنفاوی منطقهای را نشان میدهد.
- N0: درگیری غدد لنفاوی منطقهای شناسایی نشده است.
- N1، N2 و N3: درجات مختلف درگیری غدد لنفاوی هستند که تعریف آنها به نوع سرطان بستگی دارد.
M ــ متاستاز دوردست
M وجود یا نبود گسترش سرطان به اندامهای دوردست را توصیف میکند.
- M0: متاستاز دوردست شناسایی نشده است.
- M1: متاستاز دوردست وجود دارد.
تعیین وضعیت M در بسیاری از سرطانها تنها با گزارش پاتولوژی امکانپذیر نیست و ممکن است به تصویربرداری و سایر بررسیها نیاز باشد.
مرحلههای کلی سرطان
در بسیاری از سرطانهای جامد، مرحلهها بهطور کلی از مرحله ۰ تا مرحله IV طبقهبندی میشوند:
- Stage 0: در برخی سرطانها نشاندهنده ضایعه درجا است.
- Stage I: معمولاً بیماری محدودتر و موضعیتر است.
- Stage II: معمولاً نشاندهنده گسترش موضعی بیشتر است.
- Stage III: در بسیاری از سرطانها با گسترش موضعی پیشرفتهتر یا درگیری غدد لنفاوی همراه است.
- Stage IV: معمولاً نشاندهنده متاستاز دوردست است.
این توصیفها کلی هستند و مرحلهبندی واقعی برای هر سرطان باید بر اساس سامانه اختصاصی همان بیماری انجام شود.
نکته کلیدی: Grade بالا لزوماً به معنای Stage بالا نیست. ممکن است توموری درجه بالایی داشته باشد، اما هنوز محدود به محل اولیه باشد. برعکس، توموری با درجه پایینتر ممکن است در زمان تشخیص گسترش یافته باشد.
۱۱. اصطلاحات مربوط به غدد لنفاوی
غدد لنفاوی در بررسی گسترش برخی سرطانها نقش مهمی دارند.
۱۱-۱. Lymph Node ــ غده لنفاوی
غدد لنفاوی ساختارهایی از سیستم ایمنی هستند که در سراسر بدن پراکندهاند.
در برخی سرطانها، غدد لنفاوی منطقهای برای بررسی احتمال انتشار بیماری برداشته میشوند.
۱۱-۲. Lymph Node Involvement ــ درگیری غدد لنفاوی
این عبارت به وجود بیماری در غدد لنفاوی اشاره دارد.
در سرطانها، درگیری غدد لنفاوی ممکن است با مشاهده سلولهای تومور در بررسی میکروسکوپی تأیید شود.
۱۱-۳. Number of Lymph Nodes Examined ــ تعداد غدد لنفاوی بررسیشده
این بخش تعداد غدد لنفاوی بررسیشده در نمونه جراحی را بیان میکند.
برای مثال:
12 lymph nodes examined; 2 positive for metastasis.
یعنی: ۱۲ غده لنفاوی بررسی شدهاند و در ۲ غده، متاستاز شناسایی شده است.
این نتیجه باید با توجه به نوع سرطان و سایر یافتهها تفسیر شود.
۱۱-۴. Sentinel Lymph Node ــ غده لنفاوی نگهبان
غده لنفاوی نگهبان نخستین غده یا غددی هستند که در مسیر تخلیه لنفاوی یک ناحیه قرار دارند.
در برخی سرطانها، بررسی این غدد به ارزیابی احتمال گسترش بیماری کمک میکند.
۱۱-۵. Micrometastasis ــ میکرومتاستاز
میکرومتاستاز به کانون کوچکی از سلولهای متاستاتیک گفته میشود که در برخی سامانههای طبقهبندی، بر اساس اندازه و معیارهای اختصاصی تعریف میشود.
تعریف دقیق آن به نوع سرطان و دستورالعمل مورد استفاده بستگی دارد.
۱۱-۶. Isolated Tumor Cells ــ سلولهای توموری منفرد
این اصطلاح برای توصیف تعداد بسیار کمی از سلولهای توموری در یک محل بررسیشده، بهویژه در غدد لنفاوی، استفاده میشود.
اهمیت آنها در مرحلهبندی به نوع سرطان و معیارهای مربوط وابسته است.
۱۲. اصطلاحات مربوط به رنگآمیزی و نشانگرهای ایمونوهیستوشیمی
ایمونوهیستوشیمی یکی از ابزارهای مهم برای تشخیص و طبقهبندی تومورها است.
در این روش، وجود پروتئینهای خاص در سلولها با استفاده از آنتیبادیهای اختصاصی بررسی میشود.
۱۲-۱. Immunohistochemistry ــ ایمونوهیستوشیمی
ایمونوهیستوشیمی که معمولاً با مخفف IHC نوشته میشود، روشی برای شناسایی پروتئینهای خاص در بافت است.
نتیجه این آزمایش ممکن است به شکل مثبت یا منفی، همراه با شدت رنگپذیری، درصد سلولهای رنگگرفته یا الگوی مشخصی از رنگآمیزی گزارش شود.
تفسیر آن باید بر اساس نوع بافت، محل رنگپذیری و معیارهای اختصاصی هر نشانگر انجام شود.
۱۲-۲. ER ــ گیرنده استروژن
ER مخفف Estrogen Receptor است.
این نشانگر در ارزیابی بسیاری از سرطانهای پستان اهمیت دارد.
مثبت بودن ER در سرطان پستان میتواند نشاندهنده امکان استفاده از درمانهای هورمونی باشد.
بااینحال، انتخاب درمان به مجموعهای از عوامل، از جمله وضعیت سایر نشانگرها، مرحله بیماری و شرایط بیمار بستگی دارد.
۱۲-۳. PR ــ گیرنده پروژسترون
PR مخفف Progesterone Receptor است.
این نشانگر نیز در بررسی سرطان پستان کاربرد دارد و همراه با ER و سایر ویژگیهای تومور تفسیر میشود.
۱۲-۴. HER2
HER2 پروتئینی است که در رشد و تکثیر سلولی نقش دارد.
در برخی سرطانهای پستان و تعدادی از سرطانهای دیگر، افزایش بیان یا تکثیر ژن مربوط به HER2 اهمیت درمانی دارد.
در سرطان پستان، نتیجه HER2 ممکن است با روش ایمونوهیستوشیمی گزارش شود:
- IHC 0
- IHC 1+
- IHC 2+
- IHC 3+
بهطور کلی، نتیجه 3+ معمولاً مثبت محسوب میشود و نتیجه 2+ اغلب نیازمند بررسی تکمیلی با روشهایی مانند ISH است.
تفسیر نهایی باید بر اساس دستورالعملهای معتبر و بهروز انجام شود.
همچنین، در زمینه درمانهای جدید، اصطلاحاتی مانند HER2-low کاربرد پیدا کردهاند؛ بنابراین، تفسیر نتیجه باید با توجه به نوع سرطان و هدف آزمایش انجام شود.
۱۲-۵. Ki-67
Ki-67 نشانگری برای ارزیابی تکثیر سلولی است.
نتیجه آن معمولاً بهصورت درصد سلولهای رنگگرفته گزارش میشود.
برای مثال:
Ki-67: 25%
یعنی حدود ۲۵ درصد از سلولهای توموری بررسیشده، بر اساس معیارهای آزمایش، برای این نشانگر مثبت بودهاند.
Ki-67 بالاتر ممکن است نشاندهنده فعالیت تکثیری بیشتر باشد؛ اما تفسیر آن به نوع تومور، روش آزمایش و سایر ویژگیها بستگی دارد.
هیچ درصد واحدی وجود ندارد که در همه سرطانها بهطور یکسان نشاندهنده خوشخیمی یا بدخیمی باشد.
۱۲-۶. TTF-1
TTF-1 نشانگری است که در بررسی برخی تومورهای ریه و تیروئید کاربرد دارد.
مثبت بودن آن میتواند به تعیین منشأ تومور کمک کند، اما بهتنهایی تشخیص قطعی ایجاد نمیکند.
۱۲-۷. CD20
CD20 نشانگری است که معمولاً در برخی سلولهای B سیستم ایمنی دیده میشود.
این نشانگر در طبقهبندی برخی لنفومها و سایر بیماریهای مرتبط با سلولهای B کاربرد دارد.
۱۲-۸. PAX8
PAX8 یک نشانگر هستهای است که میتواند در بررسی برخی تومورهای تیروئید، کلیه و دستگاه تناسلی زنان مفید باشد.
تفسیر آن باید در کنار سایر نشانگرها و یافتههای میکروسکوپی انجام شود.
۱۲-۹. p53
p53 پروتئینی است که در تنظیم چرخه سلولی و پاسخ به آسیب DNA نقش دارد.
الگوی رنگآمیزی p53 در برخی تومورها میتواند اطلاعات تشخیصی یا زیستی فراهم کند.
مثبت یا منفی بودن ساده این نشانگر همیشه به معنای وجود یا نبود جهش ژنی نیست؛ الگوی رنگآمیزی و نوع تومور اهمیت دارند.
۱۲-۱۰. Mismatch Repair Proteins ــ پروتئینهای ترمیم عدم تطابق DNA
پروتئینهای ترمیم عدم تطابق DNA معمولاً با نشانگرهای MLH1، PMS2، MSH2 و MSH6 بررسی میشوند.
از دست رفتن بیان برخی از این پروتئینها ممکن است با نقص سیستم ترمیم DNA و در برخی موارد با سندرم لینچ مرتبط باشد.
بااینحال، مشاهده این الگو بهتنهایی تشخیص سندرم لینچ را قطعی نمیکند و ممکن است به بررسیهای مولکولی یا ژنتیکی بیشتر نیاز باشد.
۱۳. اصطلاحات مربوط به آزمایشهای مولکولی و ژنتیکی
۱۳-۱. Mutation ــ جهش
جهش به تغییر در توالی DNA گفته میشود.
بعضی جهشها در ایجاد یا پیشرفت سرطان نقش دارند و برخی دیگر ممکن است اهمیت بالینی مشخصی نداشته باشند.
اهمیت هر جهش باید بر اساس ژن درگیر، نوع تغییر، نوع تومور و شواهد علمی ارزیابی شود.
۱۳-۲. Gene Amplification ــ تکثیر یا افزایش تعداد نسخههای ژن
این اصطلاح به افزایش تعداد نسخههای یک ژن در سلول اشاره دارد.
برای مثال، افزایش تعداد نسخههای ژن HER2 در برخی سرطانها اهمیت درمانی دارد.
۱۳-۳. ISH و FISH
ISH مخفف In Situ Hybridization است.
FISH یا Fluorescence In Situ Hybridization نوعی روش هیبریداسیون درجا است که با استفاده از پروبهای فلورسنت، تغییرات ژنتیکی مشخصی را بررسی میکند.
این روش ممکن است برای ارزیابی تکثیر ژن، جابهجایی کروموزومی یا تغییرات ژنتیکی دیگر استفاده شود.
۱۳-۴. PCR
PCR مخفف Polymerase Chain Reaction است.
این روش برای تکثیر بخش مشخصی از DNA و شناسایی توالیهای ژنتیکی موردنظر استفاده میشود.
انواع مختلف PCR میتوانند برای بررسی عوامل عفونی، جهشهای ژنتیکی یا تغییرات مولکولی به کار روند.
۱۳-۵. NGS
NGS مخفف Next-Generation Sequencing است.
این فناوری امکان بررسی همزمان تعداد زیادی از توالیهای ژنتیکی را فراهم میکند.
در برخی سرطانها، NGS برای شناسایی تغییرات مولکولی قابل استفاده در درمان هدفمند یا ارزیابی ویژگیهای تومور به کار میرود.
۱۳-۶. Biomarker ــ نشانگر زیستی
نشانگر زیستی یک ویژگی قابل اندازهگیری است که ممکن است اطلاعاتی درباره تشخیص، پیشآگهی یا پاسخ به درمان ارائه کند.
ER، PR، HER2 و برخی جهشهای ژنتیکی از نمونههای نشانگرهای زیستی هستند.
۱۴. اصطلاحات مربوط به نتیجههای نامشخص یا محدود
گاهی نمونه پاتولوژی برای ارائه یک تشخیص قطعی کافی نیست. در چنین شرایطی، اصطلاحات خاصی در گزارش دیده میشوند.
۱۴-۱. Inadequate Sample ــ نمونه ناکافی
این اصطلاح به این معناست که مقدار یا کیفیت نمونه برای پاسخگویی مطمئن به پرسش تشخیصی کافی نیست.
نمونه ناکافی الزاماً به معنای طبیعی بودن بافت یا نبود بیماری نیست.
در برخی موارد، پزشک ممکن است نمونهبرداری مجدد را توصیه کند.
۱۴-۲. Insufficient Tissue ــ بافت ناکافی
این عبارت نشان میدهد که مقدار بافت موجود برای بررسی موردنظر کافی نبوده است.
برای مثال، ممکن است نمونه برای تشخیص اولیه مناسب باشد، اما برای آزمایش مولکولی تکمیلی کفایت نکند.
۱۴-۳. Indeterminate ــ نامشخص
Indeterminate به نتیجهای اشاره دارد که در دستهبندیهای معمول، بهطور قطعی طبیعی یا غیرطبیعی قرار نمیگیرد.
معنای دقیق این اصطلاح به نوع آزمایش و نظام گزارشدهی آن بستگی دارد.
۱۴-۴. Atypical Cells ــ سلولهای آتیپیک
این عبارت نشان میدهد که برخی سلولها ظاهر غیرمعمول دارند، اما یافتههای موجود ممکن است برای تعیین ماهیت قطعی ضایعه کافی نباشند.
سلولهای آتیپیک میتوانند در شرایط خوشخیم، التهابی، پیشسرطانی یا بدخیم دیده شوند.
۱۴-۵. Cannot Exclude ــ نمیتوان رد کرد
این عبارت نشان میدهد که بیماری موردنظر با اطمینان کافی قابل رد نیست.
برای مثال:
Cannot exclude malignancy
یعنی: نمیتوان بدخیمی را با اطمینان کافی رد کرد.
این عبارت معادل تشخیص قطعی سرطان نیست؛ بلکه بیانگر محدودیت یا عدم قطعیت در ارزیابی است.
۱۴-۶. Differential Diagnosis ــ تشخیص افتراقی
تشخیص افتراقی به مجموعه بیماریهایی گفته میشود که میتوانند یافتههای مشابهی ایجاد کنند.
برای مثال، یک ضایعه ممکن است از نظر میکروسکوپی با چند نوع تومور متفاوت شباهت داشته باشد.
در این شرایط، متخصص پاتولوژی ممکن است از آزمایشهای تکمیلی برای تفکیک احتمالات استفاده کند.
۱۴-۷. Pending Studies ــ بررسیهای در انتظار
این عبارت نشان میدهد که بخشی از بررسیها هنوز تکمیل نشده است.
ممکن است نتیجه نهایی پس از انجام رنگآمیزیهای تکمیلی، ایمونوهیستوشیمی یا آزمایشهای مولکولی صادر شود.
۱۴-۸. Addendum ــ گزارش تکمیلی
Addendum به گزارشی گفته میشود که پس از گزارش اولیه و برای افزودن اطلاعات جدید صادر میشود.
برای مثال، ممکن است نتیجه یک نشانگر مولکولی پس از آماده شدن گزارش اولیه اضافه شود.
۱۴-۹. Second Opinion ــ نظر دوم تخصصی
در برخی موارد، بهویژه در بیماریهای پیچیده یا تومورهای نادر، بررسی مجدد اسلایدها و نمونهها توسط متخصص دیگر میتواند مفید باشد.
نظر دوم به معنای اشتباه بودن گزارش اول نیست؛ بلکه ممکن است برای تأیید تشخیص یا تکمیل ارزیابی درخواست شود.
۱۵. اصطلاحات مربوط به التهاب و عفونت
گزارشهای پاتولوژی فقط درباره سرطان نیستند. بسیاری از آنها شامل اصطلاحاتی درباره التهاب، عفونت و واکنشهای ترمیمی هستند.
۱۵-۱. Inflammation ــ التهاب
التهاب واکنش بافت به آسیب، عفونت یا محرکهای دیگر است.
در بررسی میکروسکوپی، ممکن است سلولهای التهابی، تغییرات بافتی یا آسیب سلولی مشاهده شوند.
۱۵-۲. Acute Inflammation ــ التهاب حاد
التهاب حاد معمولاً با شروع نسبتاً سریع و حضور سلولهایی مانند نوتروفیلها همراه است.
این الگو ممکن است در عفونتهای حاد یا آسیب بافتی دیده شود.
۱۵-۳. Chronic Inflammation ــ التهاب مزمن
التهاب مزمن معمولاً با حضور سلولهایی مانند لنفوسیتها، سلولهای پلاسما و ماکروفاژها همراه است.
این نوع التهاب ممکن است در بیماریهای طولانیمدت، عفونتهای مزمن یا بیماریهای خودایمنی دیده شود.
۱۵-۴. Granuloma ــ گرانولوم
گرانولوم تجمع سازمانیافتهای از سلولهای التهابی، بهویژه ماکروفاژهای فعالشده، است.
گرانولوم ممکن است در برخی عفونتها، بیماریهای التهابی و واکنشهای ایمنی مشاهده شود.
وجود گرانولوم بهتنهایی علت بیماری را مشخص نمیکند و باید با یافتههای دیگر تطبیق داده شود.
۱۵-۵. Fibrosis ــ فیبروز
فیبروز به افزایش بافت همبند و رسوب کلاژن در بافت اشاره دارد.
این تغییر معمولاً در پاسخ به آسیب مزمن یا فرایندهای ترمیمی ایجاد میشود.
شدت و اهمیت آن به محل و علت زمینهای بستگی دارد.
۱۵-۶. Atrophy ــ آتروفی
آتروفی به کاهش اندازه سلولها، بافت یا اندام اشاره دارد.
این تغییر ممکن است در اثر کاهش تحریک هورمونی، کمبود خونرسانی، افزایش سن یا بیماریهای مزمن ایجاد شود.
۱۵-۷. Granulation Tissue ــ بافت گرانولاسیون
بافت گرانولاسیون بخشی از فرایند طبیعی ترمیم زخم است و معمولاً شامل عروق خونی جدید، سلولهای التهابی و فیبروبلاستها است.
مشاهده آن در بسیاری از شرایط نشانه فعالیت ترمیمی بافت است.
۱۵-۸. Organisms Identified ــ شناسایی عوامل عفونی
در برخی گزارشها، ساختارهایی سازگار با میکروارگانیسمها مشاهده میشوند.
بااینحال، شناسایی عامل عفونی ممکن است به رنگآمیزیهای اختصاصی، کشت یا آزمایشهای مولکولی نیاز داشته باشد.
۱۶. اصطلاحات مربوط به رنگآمیزیهای اختصاصی
علاوه بر رنگآمیزی H&E، از رنگآمیزیهای اختصاصی برای شناسایی ساختارها یا عوامل بیماریزا استفاده میشود.
۱۶-۱. PAS
PAS مخفف Periodic Acid–Schiff است.
این رنگآمیزی برای نمایش برخی مواد کربوهیدراتی، غشای پایه و تعدادی از ساختارهای قارچی کاربرد دارد.
۱۶-۲. GMS
GMS مخفف Grocott Methenamine Silver است.
این رنگآمیزی برای شناسایی برخی قارچها در نمونههای بافتی استفاده میشود.
۱۶-۳. Ziehl–Neelsen
این رنگآمیزی برای شناسایی برخی باکتریهای اسیدفست، از جمله مایکوباکتریومها، کاربرد دارد.
نتیجه منفی آن لزوماً تمام عفونتهای مربوط را رد نمیکند؛ زیرا حساسیت روش به عوامل مختلفی بستگی دارد.
۱۶-۴. Gram Stain
رنگآمیزی گرم برای تمایز گروههای عمدهای از باکتریها بر اساس ویژگیهای دیواره سلولی آنها استفاده میشود.
۱۶-۵. Trichrome Stain
رنگآمیزیهای تریکروم برای نمایش و ارزیابی بافت همبند و کلاژن کاربرد دارند.
این روشها ممکن است در بررسی فیبروز کبد و برخی بافتهای دیگر استفاده شوند.
۱۷. تفاوت اصطلاحات مشابه در پاتولوژی
برای جلوگیری از برداشت اشتباه، باید تفاوت میان اصطلاحات مشابه را بهخوبی شناخت.
| اصطلاح اول | اصطلاح دوم | تفاوت اصلی |
|---|---|---|
| Benign | Malignant | خوشخیم در برابر بدخیم |
| Hyperplasia | Hypertrophy | افزایش تعداد سلولها در برابر افزایش اندازه سلولها |
| Metaplasia | Dysplasia | جایگزینی یک نوع سلول بالغ با نوع دیگر در برابر رشد و بلوغ غیرطبیعی سلولها |
| Dysplasia | Carcinoma in situ | تغییرات پیشسرطانی یا غیرطبیعی در برابر ضایعه بدخیم درجا طبق معیارهای اختصاصی بافت |
| Carcinoma in situ | Invasive carcinoma | نبود تهاجم به بافت زیرین در برابر وجود تهاجم |
| Invasion | Metastasis | گسترش به بافتهای مجاور در برابر انتشار به محل دیگر |
| Grade | Stage | ویژگیهای میکروسکوپی تومور در برابر میزان گسترش بیماری |
| Negative margin | No residual disease | نبود سلول توموری در حاشیه بررسیشده در برابر نبود شواهد بیماری باقیمانده در ارزیابیهای مربوط |
| Atypia | Malignancy | ظاهر غیرطبیعی سلول در برابر تشخیص بدخیمی |
| Tumor | Cancer | توده یا رشد غیرطبیعی در برابر بیماری بدخیم؛ این دو واژه همیشه مترادف نیستند |
| Negative test | Absence of disease | منفی بودن آزمایش در نمونه بررسیشده در برابر نبود قطعی بیماری در بدن |
این تفاوتها در تفسیر گزارشهای پاتولوژی اهمیت زیادی دارند؛ زیرا برخی اصطلاحات تنها یک ویژگی میکروسکوپی را توصیف میکنند، درحالیکه برخی دیگر تشخیص یا وضعیت گسترش بیماری را بیان میکنند.
۱۸. چگونه یک گزارش پاتولوژی را بخوانیم؟
برای درک بهتر گزارش، میتوان آن را به چند بخش اصلی تقسیم کرد.
۱۸-۱. Patient Information ــ اطلاعات بیمار
این بخش شامل اطلاعات شناسایی بیمار و مشخصات مربوط به درخواست آزمایش است.
۱۸-۲. Clinical History ــ سابقه بالینی
در این قسمت ممکن است اطلاعاتی درباره علائم بیمار، سابقه بیماری، یافتههای تصویربرداری یا تشخیص احتمالی ذکر شود.
این اطلاعات به متخصص پاتولوژی کمک میکنند یافتههای میکروسکوپی را در زمینه بالینی مناسب تفسیر کند.
۱۸-۳. Specimen Description ــ شرح نمونه
این بخش محل برداشت نمونه و نوع آن را مشخص میکند.
برای مثال، نمونه ممکن است از معده، پستان، پوست، روده یا غده لنفاوی تهیه شده باشد.
۱۸-۴. Gross Description ــ توصیف ماکروسکوپی
این بخش ظاهر نمونه، اندازه، رنگ، قوام و نحوه آمادهسازی آن برای بررسی میکروسکوپی را شرح میدهد.
۱۸-۵. Microscopic Description ــ توصیف میکروسکوپی
در این قسمت ویژگیهای سلولی و بافتی شرح داده میشوند.
اصطلاحاتی مانند Atypia، Necrosis، Invasion، Fibrosis و Inflammation ممکن است در این بخش دیده شوند.
۱۸-۶. Final Diagnosis ــ تشخیص نهایی
این بخش معمولاً مهمترین قسمت گزارش برای شناخت نتیجه بررسی است.
بااینحال، گاهی برای فهم دقیق تشخیص باید توضیحات میکروسکوپی و نتایج آزمایشهای تکمیلی نیز بررسی شوند.
۱۸-۷. Comment ــ توضیحات تکمیلی
در این قسمت ممکن است متخصص پاتولوژی محدودیتهای نمونه، تشخیصهای احتمالی، ضرورت بررسی بیشتر یا نکات مهم تشخیصی را توضیح دهد.
۱۸-۸. Synoptic Report ــ گزارش ساختاریافته
در برخی سرطانها، اطلاعات کلیدی در قالبی استاندارد و منظم گزارش میشوند.
این اطلاعات ممکن است شامل موارد زیر باشند:
- نوع بافتشناختی تومور.
- اندازه تومور.
- درجه تومور.
- عمق یا میزان تهاجم.
- وضعیت حاشیههای جراحی.
- وضعیت غدد لنفاوی.
- وجود یا نبود تهاجم لنفاویـعروقی.
- مرحله پاتولوژیک، در صورت امکان تعیین آن.
این ساختار به پزشک کمک میکند اطلاعات مهم را به شکل منظم ارزیابی کند.
۱۹. مثالهای آموزشی از گزارشهای پاتولوژی
مثالهای زیر فرضی هستند و برای آموزش نحوه خواندن اصطلاحات ارائه شدهاند. این نمونهها جایگزین تفسیر گزارش واقعی بیمار نیستند.
مثال اول: ضایعه خوشخیم
Final Diagnosis: Benign breast lesion. No evidence of malignancy.
ترجمه:
تشخیص نهایی: ضایعه خوشخیم پستان. شواهدی از بدخیمی مشاهده نشد.
تفسیر:
در نمونه بررسیشده، ویژگیهای بدخیمی شناسایی نشدهاند. بااینحال، باید نتیجه با یافتههای معاینه و تصویربرداری تطبیق داده شود تا مشخص شود آیا نمونهبرداری بهدرستی ناحیه مشکوک را بررسی کرده است یا خیر.
مثال دوم: دیسپلازی خفیف
Final Diagnosis: Mild dysplasia.
ترجمه:
تشخیص نهایی: دیسپلازی خفیف.
تفسیر:
تغییرات غیرطبیعی سلولی با شدت خفیف مشاهده شدهاند. اهمیت این یافته به محل نمونهبرداری، نوع ضایعه و دستورالعملهای اختصاصی همان اندام بستگی دارد.
این عبارت بهتنهایی به معنای سرطان مهاجم نیست.
مثال سوم: کارسینوم درجا
Final Diagnosis: Carcinoma in situ. No stromal invasion identified.
ترجمه:
تشخیص نهایی: کارسینوم درجا. شواهدی از تهاجم به بافت استروما مشاهده نشد.
تفسیر:
یافتهها با یک ضایعه بدخیم درجا سازگار هستند که در نمونه بررسیشده شواهدی از تهاجم به بافت زیرین دیده نشده است.
اقدام درمانی به محل ضایعه، نوع سرطان و معیارهای مربوط بستگی دارد.
مثال چهارم: سرطان مهاجم با حاشیه منفی
Final Diagnosis: Invasive carcinoma. Surgical margins are negative.
ترجمه:
تشخیص نهایی: کارسینوم مهاجم. حاشیههای جراحی منفی هستند.
تفسیر:
سرطان مهاجم تشخیص داده شده است، اما سلولهای تومور در سطح حاشیههای بررسیشده مشاهده نشدهاند.
این یافته از نظر برداشت موضعی مطلوب است، اما مرحله و درمان نهایی به سایر اطلاعات پاتولوژی و ارزیابی بالینی وابسته است.
مثال پنجم: درگیری غدد لنفاوی
Two of twelve lymph nodes are positive for metastatic carcinoma.
ترجمه:
از میان ۱۲ غده لنفاوی بررسیشده، در ۲ غده متاستاز کارسینوم مشاهده شده است.
تفسیر:
این یافته نشان میدهد که سلولهای سرطانی به دو غده لنفاوی مورد بررسی رسیدهاند.
تأثیر آن بر مرحله بیماری و درمان به نوع سرطان، محل غدد لنفاوی و سایر یافتهها بستگی دارد.
مثال ششم: نتیجه نامشخص
Atypical cells present. Additional studies are recommended.
ترجمه:
سلولهای آتیپیک مشاهده شدند. انجام بررسیهای تکمیلی توصیه میشود.
تفسیر:
سلولهایی با ویژگیهای غیرمعمول وجود دارند، اما اطلاعات موجود برای تعیین تشخیص قطعی کافی نیست.
بررسی تکمیلی ممکن است شامل رنگآمیزی اختصاصی، ایمونوهیستوشیمی، آزمایش مولکولی یا نمونهبرداری مجدد باشد.
مثال هفتم: نتیجه HER2
HER2 IHC: 2+. ISH testing recommended.
ترجمه:
نتیجه ایمونوهیستوشیمی HER2 برابر 2+ است. انجام آزمایش ISH توصیه میشود.
تفسیر:
در زمینه سرطان پستان، نتیجه 2+ معمولاً در گروه نتایج نیازمند بررسی تکمیلی قرار میگیرد. آزمایش ISH ممکن است برای ارزیابی وضعیت تکثیر ژن HER2 انجام شود.
این نتیجه بهتنهایی به معنای مثبت یا منفی قطعی HER2 نیست.
۲۰. اصطلاحات پرتکرار انگلیسی و معادل فارسی آنها
در جدول زیر، مجموعهای از اصطلاحات پرکاربرد در گزارشهای پاتولوژی ارائه شده است.
| اصطلاح انگلیسی | معادل فارسی | توضیح کوتاه |
|---|---|---|
| Pathology | پاتولوژی | مطالعه بیماریها و تغییرات بافتی |
| Histopathology | آسیبشناسی بافتی | بررسی میکروسکوپی بافت |
| Cytology | سیتولوژی | بررسی سلولها |
| Biopsy | نمونهبرداری | برداشت نمونه برای بررسی |
| Specimen | نمونه | بافت، سلول یا مایع ارسالی |
| Gross examination | بررسی ماکروسکوپی | بررسی ظاهری نمونه |
| Microscopic examination | بررسی میکروسکوپی | بررسی سلولها و بافت زیر میکروسکوپ |
| Benign | خوشخیم | فاقد ویژگیهای بدخیمی |
| Malignant | بدخیم | دارای ویژگیهای سرطان |
| Neoplasm | نئوپلاسم | رشد غیرطبیعی بافتی |
| Tumor | تومور | توده یا رشد غیرطبیعی |
| Lesion | ضایعه | تغییر غیرطبیعی در بافت |
| Hyperplasia | هیپرپلازی | افزایش تعداد سلولها |
| Hypertrophy | هیپرتروفی | افزایش اندازه سلولها |
| Metaplasia | متاپلازی | جایگزینی یک نوع سلول بالغ با نوع دیگر |
| Dysplasia | دیسپلازی | رشد و بلوغ غیرطبیعی سلولها |
| Atypia | آتیپی | ویژگی غیرمعمول سلولی |
| Anaplasia | آناپلازی | از دست رفتن تمایز سلولی |
| Differentiation | تمایز | میزان شباهت سلولها به بافت طبیعی |
| Pleomorphism | پلئومورفیسم | تنوع غیرطبیعی در شکل و اندازه سلولها |
| Mitosis | میتوز | تقسیم سلولی |
| Necrosis | نکروز | مرگ سلولی و بافتی |
| Carcinoma | کارسینوم | سرطان با منشأ یا تمایز اپیتلیالی |
| Adenocarcinoma | آدنوکارسینوم | کارسینوم با تمایز غدهای |
| Sarcoma | سارکوم | بدخیمی با منشأ مزانشیمی |
| Lymphoma | لنفوم | بدخیمی سیستم لنفاوی |
| Leukemia | لوسمی | بدخیمی سلولهای خونساز |
| Melanoma | ملانوما | بدخیمی ملانوسیتها |
| Carcinoma in situ | کارسینوم درجا | ضایعه بدخیم بدون تهاجم به بافت زیرین طبق معیارهای مربوط |
| Invasive carcinoma | کارسینوم مهاجم | کارسینوم دارای تهاجم |
| Invasion | تهاجم | گسترش به بافتهای مجاور |
| Metastasis | متاستاز | گسترش به محل دیگر |
| Lymphovascular invasion | تهاجم لنفاویـعروقی | حضور تومور در فضاهای عروقی یا لنفاوی |
| Perineural invasion | تهاجم اطراف عصب | درگیری اطراف ساختارهای عصبی |
| Tumor grade | درجه تومور | ویژگیهای میکروسکوپی تومور |
| Tumor stage | مرحله تومور | میزان گسترش سرطان |
| Surgical margin | حاشیه جراحی | لبه نمونه برداشتهشده |
| Negative margin | حاشیه منفی | نبود تومور در سطح حاشیه بررسیشده |
| Positive margin | حاشیه مثبت | حضور تومور در سطح حاشیه |
| Lymph node | غده لنفاوی | ساختار سیستم لنفاوی |
| Sentinel lymph node | غده لنفاوی نگهبان | نخستین غده یا غدد در مسیر تخلیه لنفاوی |
| Immunohistochemistry | ایمونوهیستوشیمی | شناسایی پروتئینها در بافت |
| Biomarker | نشانگر زیستی | شاخص قابل اندازهگیری بیماری |
| Mutation | جهش | تغییر در توالی DNA |
| Gene amplification | تکثیر ژن | افزایش تعداد نسخههای ژن |
| PCR | واکنش زنجیرهای پلیمراز | روش تکثیر توالی DNA |
| NGS | توالییابی نسل جدید | روش بررسی گسترده توالیهای ژنتیکی |
| Positive | مثبت | شناسایی ویژگی مورد بررسی |
| Negative | منفی | شناسایی نشدن ویژگی مورد بررسی |
| Suspicious for | مشکوک به | یافتههای مطرحکننده یک بیماری |
| Indeterminate | نامشخص | نتیجه غیرقطعی |
| Inadequate sample | نمونه ناکافی | نمونه نامناسب برای نتیجهگیری مطمئن |
| Differential diagnosis | تشخیص افتراقی | بیماریهای احتمالی با یافتههای مشابه |
| Addendum | گزارش تکمیلی | اطلاعات افزودهشده پس از گزارش اولیه |
| No evidence of malignancy | شواهدی از بدخیمی مشاهده نشد | نبود شواهد بدخیمی در نمونه بررسیشده |
۲۱. چه عواملی بر دقت و تفسیر نتیجه پاتولوژی تأثیر میگذارند؟
نتیجه پاتولوژی حاصل بررسی نمونهای مشخص است و دقت تفسیر آن به عوامل متعددی بستگی دارد.
۲۱-۱. کیفیت نمونه
اگر نمونه به اندازه کافی بزرگ نباشد یا بخش مناسبی از ضایعه را دربر نگیرد، ممکن است تشخیص قطعی دشوار شود.
۲۱-۲. محل نمونهبرداری
گاهی ضایعات مختلف در یک اندام، ویژگیهای متفاوتی دارند. بنابراین، انتخاب محل مناسب نمونهبرداری اهمیت زیادی دارد.
۲۱-۳. تطابق با یافتههای بالینی و تصویربرداری
نتیجه پاتولوژی باید با اطلاعات بالینی و تصویربرداری تطبیق داده شود.
برای مثال، اگر تصویربرداری یک ضایعه بسیار مشکوک نشان دهد، اما نمونه پاتولوژی خوشخیم باشد، پزشک باید بررسی کند که آیا نمونهبرداری از محل درست انجام شده و نتیجه با سایر یافتهها سازگار است یا خیر.
۲۱-۴. روشهای تکمیلی
در برخی موارد، بررسی با H&E برای تشخیص کافی است. در موارد دیگر، ایمونوهیستوشیمی، آزمایش مولکولی یا بررسیهای اختصاصی دیگر ضرورت دارند.
۲۱-۵. تجربه تخصصی و پیچیدگی بیماری
برخی ضایعات نادر یا پیچیده ممکن است به بررسی توسط متخصص دارای تجربه ویژه در همان زمینه نیاز داشته باشند.
۲۱-۶. محدودیتهای فنی
تثبیت نامناسب، تخریب نمونه، مقدار ناکافی بافت یا مشکلات فنی میتوانند بر نتیجه برخی آزمایشها تأثیر بگذارند.
۲۲. چه زمانی باید درباره گزارش پاتولوژی با پزشک مشورت کرد؟
گزارش پاتولوژی باید در چارچوب شرایط بالینی بیمار تفسیر شود. در موارد زیر، پیگیری با پزشک اهمیت ویژهای دارد:
۱. زمانی که در گزارش واژههایی مانند Malignant، Carcinoma، Adenocarcinoma یا Invasive دیده میشود.
۲. هنگامی که نتیجه Suspicious، Indeterminate یا Atypical گزارش شده است.
۳. زمانی که نمونه ناکافی بوده یا انجام نمونهبرداری مجدد توصیه شده است.
۴. هنگامی که حاشیه جراحی مثبت گزارش شده است.
۵. در صورت وجود درگیری غدد لنفاوی یا شواهد متاستاز.
۶. هنگامی که آزمایشهای تکمیلی مانند IHC، ISH یا آزمایشهای مولکولی هنوز در انتظار نتیجه هستند.
۷. زمانی که نتیجه پاتولوژی با یافتههای بالینی یا تصویربرداری تطابق ندارد.
برای گفتوگو با پزشک، بهتر است پرسشهای زیر مطرح شوند:
- تشخیص نهایی دقیق چیست؟
- آیا یافته خوشخیم، پیشسرطانی یا بدخیم است؟
- آیا نمونه برای تشخیص قطعی کافی بوده است؟
- آیا بررسی تکمیلی لازم است؟
- آیا حاشیههای جراحی منفی هستند؟
- آیا غدد لنفاوی بررسی شدهاند؟
- آیا Grade و Stage مشخص شدهاند؟
- آیا آزمایشهای مولکولی یا نشانگرهای زیستی برای انتخاب درمان ضرورت دارند؟
- قدم بعدی در ارزیابی یا درمان چیست؟
۲۳. باورهای نادرست درباره گزارش پاتولوژی
باور نادرست اول: هر توموری سرطان است.
واقعیت: تومور به معنای توده یا رشد غیرطبیعی است و میتواند خوشخیم یا بدخیم باشد.
باور نادرست دوم: دیسپلازی همیشه به معنای سرطان است.
واقعیت: دیسپلازی به تغییرات غیرطبیعی سلولی اشاره دارد و بسته به نوع و شدت آن ممکن است با خطر متفاوتی برای پیشرفت به سرطان همراه باشد.
باور نادرست سوم: نتیجه منفی همیشه بیماری را رد میکند.
واقعیت: نتیجه منفی فقط نشان میدهد که ویژگی موردنظر در نمونه و با روش بررسیشده شناسایی نشده است. کفایت نمونه و ارتباط نتیجه با یافتههای بالینی اهمیت دارند.
باور نادرست چهارم: Grade و Stage یک مفهوم هستند.
واقعیت: Grade ویژگیهای میکروسکوپی تومور را توصیف میکند، اما Stage میزان گسترش بیماری را نشان میدهد.
باور نادرست پنجم: حاشیه منفی به معنای نبود قطعی سرطان در بدن است.
واقعیت: حاشیه منفی نشان میدهد که در سطح حاشیه بررسیشده تومور دیده نشده است؛ اما بهتنهایی نبود بیماری در سایر نقاط بدن را ثابت نمیکند.
باور نادرست ششم: مثبت بودن یک نشانگر ایمونوهیستوشیمی همیشه به معنای سرطان است.
واقعیت: مثبت بودن یک نشانگر ممکن است اطلاعاتی درباره منشأ سلول، ویژگیهای زیستی یا امکان درمان هدفمند ارائه کند. معنای آن به نشانگر و نوع بیماری بستگی دارد.
۲۴. جمعبندی
گزارش پاتولوژی یکی از مهمترین ابزارهای تشخیص بیماریها و ارزیابی ویژگیهای بافتی است. آشنایی با اصطلاحات آن میتواند به بیماران و دانشجویان کمک کند اطلاعات پزشکی را بهتر درک کنند و پرسشهای دقیقتری از پزشک بپرسند.
از مهمترین اصطلاحات این حوزه میتوان به Benign، Malignant، Neoplasm، Hyperplasia، Metaplasia، Dysplasia، Atypia، Carcinoma in situ، Invasive carcinoma، Metastasis، Grade، Stage، Surgical Margin و Immunohistochemistry اشاره کرد.
درک تفاوت میان این مفاهیم ضروری است. برای مثال، آتیپی با بدخیمی یکسان نیست، متاپلازی الزاماً پیشسرطانی نیست، هر نئوپلاسمی سرطان محسوب نمیشود و درجه تومور با مرحله آن تفاوت دارد.
همچنین، اصطلاحاتی مانند Negative، Positive، Suspicious و Indeterminate باید با توجه به نوع آزمایش و زمینه بالینی تفسیر شوند.
در نهایت، تفسیر گزارش پاتولوژی تنها بر اساس یک واژه یا یک نتیجه منفرد کافی نیست. تشخیص صحیح و تصمیمگیری درباره درمان باید با در نظر گرفتن نوع نمونه، محل برداشت، ویژگیهای میکروسکوپی، آزمایشهای تکمیلی، سابقه پزشکی، معاینه و تصویربرداری انجام شود.
بنابراین، این مقاله میتواند بهعنوان راهنمای آموزشی برای آشنایی با زبان تخصصی پاتولوژی استفاده شود، اما جایگزین نظر متخصص پاتولوژی یا پزشک معالج نیست.
۲۵. منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
برای مطالعه دقیقتر و تخصصیتر اصطلاحات پاتولوژی، منابع زیر مفید هستند:
۱. Robbins & Cotran Pathologic Basis of Disease
یکی از منابع معتبر و شناختهشده در زمینه آسیبشناسی عمومی و بیماریهای اندامها.
۲. WHO Classification of Tumours
مجموعه طبقهبندی سازمان جهانی بهداشت برای انواع تومورها که اطلاعات تخصصی درباره نامگذاری، طبقهبندی و ویژگیهای تشخیصی آنها ارائه میکند.
۳. College of American Pathologists (CAP)
منبعی برای دسترسی به پروتکلهای گزارشدهی ساختاریافته سرطان و اطلاعات تخصصی پاتولوژی.
۴. Pathology Outlines
منبع آموزشی تخصصی برای مرور ویژگیهای میکروسکوپی، تشخیص افتراقی، نشانگرهای ایمونوهیستوشیمی و اصطلاحات پاتولوژی.
۵. National Cancer Institute (NCI)
منبع آموزشی برای آشنایی با اصطلاحات سرطان، مرحلهبندی، نشانگرهای زیستی و مفاهیم مرتبط با تشخیص و درمان.
۶. International Agency for Research on Cancer (IARC)
منبع تخصصی در زمینه طبقهبندی تومورها و پژوهشهای مرتبط با سرطان.
۷. International Collaboration on Cancer Reporting (ICCR)
منبعی برای آشنایی با اصول گزارشدهی استاندارد پاتولوژی در انواع سرطان.
برای تصمیمگیری بالینی، بهتر است از نسخههای بهروز منابع تخصصی و دستورالعملهای مربوط به همان نوع سرطان استفاده شود؛ زیرا معیارهای تشخیصی و طبقهبندیها ممکن است با پیشرفت دانش پزشکی تغییر کنند.
یادآوری پایانی: اصطلاحات پاتولوژی در اندامهای مختلف ممکن است معانی یا معیارهای اختصاصی داشته باشند. اگر هدف از مطالعه این مقاله، فهم یک گزارش واقعی است، بهترین روش آن است که هر اصطلاح در کنار جمله کامل گزارش و نوع نمونه بررسی شود.

